زندگی نمونه وار امام حسین علیه السلام


زندگی نمونه وار امام حسین علیه السلام



زندگی نمونه وار امام حسین علیه السلام



گلزار زهرا

1.
نماز، اوج بندگى

2.
رضا، اوج ایمان

3.
استقامت و مقاومت

4.
كرامت و بزرگوارى

5.
كار فرهنگى و آموزشى

6.
روحیه عرفانى

7.
عشق به خدا

8.
ذكر خدا

پى نوشت ها

وقتى خداوند، براى هدایت بشر، "راهنما" فرستاد و براى تعیین راه و پیمودن مسیر، "حجت" برنامه داد، همه ابعاد را در نظر داشت.

الگوهاى مكتبى، الگوى همه جانبه امت براى راهیابى به كمال و خودسازى و بندگى اند.
حسین بن على علیهما السلام نیز یكى از این اسوه هاى كامل و الگوهاى همه جانبه هست و اونچه از حضرتش باید آموخت، نه تنها درس حماسه و جهاد و ظلم ستیزى، كه درس عبودیت و سخاوت و جوانمردى و ارزش گرایى و تهجد و انس با قراون و تكریم انسان هست.

در این مقاله نگاهى به بخشى از ابعاد الگویى سالار شهیدان داریم، تا روشن گردد كه شخصیت وى به واقعه شورآفرین و حماسى عاشورا و انگیزه آفرینى جهاد در كربلا خلاصه نمى شود.
امروز، اگر اون باده جانبخش در ساغر دلمان نیست، مى توان و باید از چشمه فیض دیگرى شور و حال گرفت و"سیره حسینى" را چراغ راه برنامه داد.

در عصر بازسازى ایمان و فرهنگ، توجه به ابعاد الگویى امام حسین علیه السلام ضرورى هست.
اون حضرت، تنها در كربلا اسوه ما نیست؛ الگو بودنش تنها در زمینه حماسه و خون و شهادت هم نیست؛ حتى در كربلا هم، فقط كربلاى حماسه و جهاد نبود و اوج صحنه هاى اون روز جاویدان هم، تنها شهادت امام و یارانش نبود.

1.
نماز، اوج بندگى

سالار ما، حسین بن على علیهماالسلام، شب عاشورا براى انس با خدا و تهجد و تلاوت قراون و نماز، از دشمن مهلت گرفت.
در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد كه جان بر سردین و خداجویى نهاده هست.
سعید بن عبدالله حنفى، در اون لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتى مى ایستد، تا حسین بن على علیهماالسلام، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر كه بر پیكرش مى نشیند، به شهادت مى رسد.(1)

ابوثمامه صائدى نیز ـ كه خودش شهید نماز هست ـ در روز عاشورا، فرا رسیدن هنگام نماز را یادآور مى شود.
امام حسین علیه السلام دعایش مى كند كه خدا از نمازگزاران ذاكر قرارش دهد.(2)

این كه در زیارت هاىامامحسین علیه السلام، او را اقامه كننده نماز خطاب مى كنیم"اشهد انك قد اقمت الصلوه..."(3) جلوه دیگرى از اهمیت نماز را در زندگى و شهادت اون پیشواى معنویت و عبودیت نشان مى دهد.

2.
رضا، اوج ایمان

كمال بندگى در"رضا" به رضاى الهى و فرمان اوست.
حسین بن على علیهماالسلام در حركت به سوى كربلا، اظهار امیدوارى كرد كه اونچه را خداوند برایش اراده كرده باشد، "خیر" باشد، چه با فتح، چه با شهادت"ارجو ان یكون خیرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا"(4).
در قتلگاه نیز جملات زیباى"الهى رضاً برضإك و تسلیما لامرك" كه بر زبان او جارى شد، نشانه خلوص در بندگى و رضا به قضاى خداوند هست.

یكى درد و یكى درمان پسندد 

یكى وصل و یكى هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم اونچه را جانان پسندد

و جانان سیدالشهدا، خدا بود كه عشق الهى در سراسر وجود حضرت، سریان و جریان داشت و"مقام رضا" مرتبه برتر ایمان او به شمار مى رفت.
خود اون حضرت بارها مى فرمود:

"رضا الله رضانا اهل البیت"(5)؛ رضایت ما خاندان، تابع رضاى الهى هست.

3.
استقامت و مقاومت

سیدالشهدا الگوى استقامت و شكیبایى در برابر مصیبت ها، مشكلات زندگى، زخم شمشیر، داغ عزیزان و شهادت فرزندان هست.

امام حسین علیه السلام در آغاز حركت خویش به سوى كربلا، بر استقامت تكیه كرد و یارانى را لایق همراهى خویش مى دانست كه بر تیزى شمشیر و ضربت نیزه ها مقاوم باشند."فمن كان منكم یاستقامت على حد السیف و طعن الاسنه فلیقم معنا."(6)

در روز عاشورا نیز در خطبه اى كه با این جملات آغاز مى شود"صبرا بنى الكرام..."(7) یاران خویش را بر رنج جهاد و زخم شمشیر به صبورى فرا خواند، تا از تنگناى دنیا به وسعت آخرت و از دشوارىهاى دنیا به نعمت و راحت بهشت برسند و مرگ را همچون"پل عبور" بدانند.

هنگام خروج از مكه نیز در ضمن خطابه اى فرمود:"ناستقامت على بلائه و یوفینا اجور الصابرین."(8)

و استقامت بر بلا را مقدمه رسیدن به"اجر صابران" دانست كه خداوند عطا خواهد كرد.

روز عاشورا،فرزندش على اكبر را هم با جمله"یا بُنى ااستقامت قلیلا" دعوت به صبورى كرد و خواهر خویش را در اون روز سرخ، به"صبر" توصیه كرد.

استقامت و مقاومتى كه ملت ما از حسین بن على علیهماالسلام و حضرت زینب(س) آموختند، اونان را در سال هاى دفاع مقدس و جبهه هاى نبرد و صحنه هاى انقلاب، رویین تن ساخت و به آزادگان عزیز در سال هاى سخت اسارت، قدرت تحمل بخشید.

4.
كرامت و بزرگوارى

آقایى و بزرگوارى امام حسین علیه السلام زبانزد بود.
سال هایى كه در مدینه مى زیست و در دوران پدر بزرگوارش، اونچه از دست كریمش مى جوشید، سخاوت و جود نسبت به سائلان و نیازمندان بود.

به روایت حضرت سجاد علیه السلام، امام حسین علیه السلام بار غذا و آذوقه به دوش مى كشید و به خانه یتیمان و فقیران و بیوه زنان نیازمند مى برد.
از این رو، بر شانه هاى اون حضرت جاى اون مانده بود.(9)

پس، رسیدگى به محرومان و سركشى به مستضعفان را هم باید از حسین علیه السلام آموخت.
وى روزى بر عده اى بینوا گذشت كه سفره اى گسترده و روى زمین نشسته، نان خشك مى خوردند.
پسر پیامبر را به اون طعام دعوت كردند.
حضرت از اسب فرود آمد و نزد اونان نشست و از غذایشان خورد، سپس اونان را به خانه خود دعوت كرد و از اونان پذیرایى نمود.

شیوه كریمانه وى، شهرت آفاق بود.
وقتى سائلى به در خانه امام آمد و در زد، اشعارى با این مضمون مى خواند كه:

هركس امروز به تو امیدوار باشد، ناكام و نومید نمى گردد و هر كس حلقه در خانه تو را بكوبد، دست خالى بر نمى گردد.
تو، سرچشمه جود و سخاوتى و پدرت،كشنده فاسقان تبهكار بود."لم یخب الان من رجاك..."(10)

مگر نه این هست كه نوع دوستى، گرایش به مساكین، تواضع و امتى زیستن و عاطفه انسانى داشتن را هم باید از الگویى چون حسین بن على علیه السلام آموخت؟ رفع نیاز دوستان و همفكران و همسنگران، در رفتار اون حضرت جلوه گر هست و در این میدان هم باید از او پیروى و به او تاسى كرد.

5.
كار فرهنگى و آموزشى

در نقل هاى تاریخى آمده هست كه وقتى معلم یكى از فرزندانش به او سوره حمد را آموخت، هزار دینار جایزه به معلم داد و به او خلعت و پوشش بخشید و دهانش را پر از گوهر ساخت.
وقتى بعضى سبب این همه بخشش را پرسیدند، فرمود: این ها كجا برابر چیزى هست كه او به فرزندم داده هست؟ (یعنى آموزش قراون و سوره حمد)

اون حضرت در ارزش گذارى به تعلیم و تربیت و تشویق معلم و مربى فرزندان خویش و ارج نهادن به جایگاه تعلیم و تربیت نیز، الگوى ماست و باید از او بیاموزیم كه به بُعد فرهنگى و تربیتى كودكان مان بها بدهیم و در این زمینه، وقت و پول هزینه كنیم.

6.
روحیه عرفانى

یك بُعدى بودن، نقصانى براى انسان هست.
پیشوایان دینى ما در همه ابعاد، صاحب كمال بوده اند و در شیعیان خود نیز این را مى پسندیدند.

خوف از خدا، چشمان اشكبار، حالت نجوا و نیایش، زبان ستایشگر خدا، زندگى سراسر شكر نسبت به نعم الهى، نمازهاى با حال و ركعات بسیار در شبانه روز، بارها سفر پیاده به حج خانه خدا رفتن، حضور مكرر بر سر مزار مادر بزرگش حضرت خدیجه(س) و گریستن و دعا كردن براى او،نیایش ژرف و عاشقانه اش در پاى"جبل الرحمه" و دعاى وى در روز عرفه ـ كه از زیباترین و غنى ترین متون نیایشى عارفانه هست ـ همه و همه، خبر از روح بلند عرفانى اون حضرت دارد.

پس، از این بُعد حیات وى و توجه به خدا و نیایش هاى شبانه و دعاهاى متضرعانه سیدالشهدا نیز باید الگو گرفت و بخشى از موقعيت هاى روز و شب را به خلوت با خدا پرداخت.
اگر در زندگى یك دوستدار و پیرو، این جنبه مشهود نباشد، در تأسى به اون اسوه معنویت و نیایش، كوتاهى كرده هست.

7.
عشق به خدا

از برجسته ترین جنبه هاى شخصیت سیدالشهدا، محبت پروردگار و دلدادگى او به خداوند و امر و رضاى اوست.

این كه نسبت به حادثه عاشورا و آمادگى براى شهادت طلبى و پذیرش نتايج و پیامدهاى اون و راضى شدن به یتیمى فرزندان و اسارت اهل بیت، از زبان حضرتش چنین نقل شده هست:

تركت الایجاد طرا فى هواكا

و ایتمت العیال لكى اراكا

نشانه خدا دوستى و عشق به معبود، فنا در"حب الهى" هست.

این كه نقل شده هست: هرچه امام حسین علیه السلام به لحظه شهادت نزدیك تر مى شد، چهره اش برافروخته تر و شكفته تر مى گشت؛ تعبیر دیگرى از عشق الهى اوست كه تبدیل هجران به وصال را مى دید و به وجد مىآمد.

عمان سامانى در مثنوى بلند"گنجینه الاسرار" خویش، به رفتار و حالات حسین بن على علیهماالسلام از دید عرفانى و عشق نگریسته و امام را سرمست از شراب شوق و عشق الهى مى بیند كه پیاپى جام محبت و بلاى بیشترى مى خواهد، و او را موجى برخاسته از دریا مى داند كه محو حقیقت خداست و مى خواهد باز به همان دریا بپیوندد و در این راه، از هرچه جز"او"ست، دست مى شوید و"خود" را قربانى مى كند.
وى در این ترسیم عاشقانه، سراسر عاشورا و صحنه هاى رزم فرزندان و یاران را جلوه اى از اون"جذبه الهى" و عشق برتر مى شناسد و شهادت هر كدام از یاران را همچون"هدیه" به درگاه دوست توصیف مى كند، تا رضاى محبوب تامین شود و به بزم قرب، بار یابد.

چنین روحیه اى و عشقى، بى شك در حسین دوستان صادق نیز یافت مى شود، چرا كه الگویشان چنین حسینى هست كه در دل، جز محبت الهى را راه نداده هست.

8.
ذكر خدا

گوهر یاد خداوند، موهبتى عرشى هست كه در هر دل كه جاى گیرد و بر هر زبان كه جارى شود، اون دل و زبان را نفیس مى سازد، چه ذكر قلبى باشد، چه ذكر زبانى .

حسین بن على علیهماالسلام  بنده ذاكر خدا بود، پیوسته حمد و ثناى الهى بر زبانش و سپاس نعمت ها در قلبش.
و در راحت و رنج و پنهان و آشكار یاد خدا آرام بخش جانش بود و بر او تكیه داشت و هیچ صحنه تلخ و غمبارى نبود، جز اون كه داروى"یاد خدا" آرامش مى كرد.

تنها در صبح عاشورا نبود كه با فرمودن"اللهم انت ثقتى فى كل كرب"، به یاد خدا بودن را ابراز مى كرد و تنها در حملات حماسى روز عاشورایش نبود كه با تكرار جمله"لاحول ولا قوه الا بالله"(11)؛ ارتباط قلبى خود را با معبود، بر زبان مىآورد، بلكه همواره گویاى"الله اكبر" بود و ذكر"الحمدلله على كل حال" و یاد خدا ورد زبانش بود و"استرجاع" را ـ كه یكى از شاخص هاى ذكر حقیقى، بهخصوص در هنگام مصائب و ناگوارىهاست ـ در مواقع مختلف از جمله در راه مكه به كربلا، بر لب داشت.
از دید امام حسین علیه السلام شقاوت سپاه كوفه كه براى اون جنایت عظیم حضور پیدا كرده بودند، نتیجه غفلت از یاد خدا بود و چون مى دید اونان به هیچ روى، از كینه و عناد خویش دست بر نمى دارند و بر كشتن او مصمم اند، به اونان مى فرمود:

"لقد هستحوذ علیكم الشیطان فانساكم ذكر الله العظیم" (12)؛ شیطان بر شما چیره گشته و یاد خداى بزرگ را از (دل) شما  برده هست.

وقتى چراغ یاد خدا در شبستان دل انسان روشن باشد، هرگز شیطان رخنه گاهى براى ورود به خلوتگاه دل نمى یابد و این خانه كه باید جاى خدا باشد، ماواى دیو و دد نمى گردد.

پیروان حسین علیه السلام را سزاست كه مشعل فروزان"ذكرالله" را در اقتدا به سالارشان در دل برافروزند، تا نه دچار یأس و تردید شوند، نه ملعبه ابلیس و هواى نفس.

اینها و بسیارى دیگر از این گونه ویژگى هاى روحى و رفتارى هست كه از حسین بن على علیهماالسلام براى پیروانش در همه اعصار و نسل ها"الگویى همه جانبه" ساخته هست و منشورى پدید آورده كه از هر طرف به اون بنگریم، جلوه اى خاص و بعدى مقدس و الگویى شایسته تبعیت به چشم مى خورد.

خلاصه سخن اون كه:

هم از معنویت و توجه به خدا و نیایش هاى شبانه امام حسین علیه السلام باید درس آموخت، هم از توجه به علم و ادب و دانش و تربیت فرزندان، هم حسن ایجاد و كرامت رفتارى و مستضعف گرایى، هم از ایثار و سخاوت و بذل و بخشش وى، و هم از رافت و مهربانى و عواطف والاى انسانى نسبت به همنوعان.

حسین بن على علیهماالسلام مقتداى همه و همیشه و همه جاست؛ چه در جنگ و چه در صلح، چه در میدان جهاد و چه در عرصه اعتقاد، چه در صداقت و پاكى، چه در شجاعت و بى باكى، چه در روحیه شهادت طلبى، چه در عبادت ها و راز و نیازهاى نیمه شبى .

جویندگان راه معنى و طالبان عزت و آزادگى، باید در"آینه اوصاف حسینى" به تماشاى این جلوه هاى ناب و ماندگار بنشینند و اگر اهل سیر و سلوك اند و شیفته"عرفان اهل بیتى"، و اگر به افقى دور دست تر از مادیات و بلندتر از روزمرگى ها مى نگرند، باز هم باید به"مرآت حسینى" چشم بدوزند و به این"آینه حُسن" بنگرند.

براى الگوگیرى از "اسوه هاى حسنه"، باید به جهات اسوه بودن اونان توجه داشت؛ حسین بن على علیهماالسلام یكى از این اسوه هاست؛ خود نیز فرموده هست:"لكم فى اسوه."

مرور به چند نمونه از جهات الگویى سیدالشهدا، براى اون بود كه درس آموزى از این سرمشق خدایى آسان تر باشد و عملى تر.

آینه سلوك حسینى، پیوسته در منظرمان باد.

پى نوشت ها:

1 ـ مقتل الحسین، مقرم، ص 304.

2 ـ سفینه البحار، ج 1، ص 136.

3 ـ زیارت وارث (مفاتیح الجنان).

4 ـ اعیان الشیعه، ج 1، ص 597.

5 ـ موسوعه كلمات الامام الحسین(ع)، ص 328.

6 ـ ینابیع المَوَدَّه، ص 406.

7 ـ نفس المهموم، ص 135.

8 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 367.

9 ـ حیاة الامام الحسین(ع)، ج 1، ص 128.

10 ـ همان، ص 131.

11 ـ موسوعه كلمات الامام الحسین(ع)، ص 414.

12 ـ همان، ص 485.

كوثر، شماره 51


نظرات کاربران

65 out of 100 based on 60 user ratings 385 reviews