عصمت


عصمت



عصمت
عصمت چیست ؟ آیا معصومین با وجود داشتن بینشی بیشتر از ما نسبت به مسائل نسبت به ما برتری دارند؟



اگه نماز نخونم چی میشه؟!!

1:

عصمت عبارت از يك حالت دروني هست كه پيامبران و امامان به لطف خداي متعال در اثر بينش عمييق و شناخت واقعي خدا واحد اون هستند،
اما معناي اين كلام اين نيست كه پيامبر و امام در گناه نكردن مجبور باشند،
و يا به تعبير ديگر، انجام گناه براي اونان محال عقلي باشد،
بلكه همانطور كه ساير انسان‏ها هم مي‏توانند گناه كنند و هم مي‏توانند از اون خودداري كنند، و چه بسا به خاطر ترس از خدا از اون خودداري مي‏كنند،
پيامبران و امامان هم در عين اينكه مي‏توانند گناه كنند در اثر معرفت و شناخت كامل خدا و بينش عميقشان به اختيار خود از گناه خودداري مي‏كنند.


هر کی بوس میخواد بیاد


اهل بیت (ع).

2:

عصمت یعنی عاری بودن از هر گونه گناه و پلیدی که فکر میکنم تنها مخصوص مقام شامخ پیامبر و ائما معصومین بوده هست!


منظور از سلوک اخلاقی چیست؟

3:

عصمت ، فضيلت ايشانژه اي هست كه تعداد اندكي از انسان ها از اون برخوردارند و اگر كسي خودرا متصف به اون كند ديگر دنبال معاصي نمي رود و حتي فكر گناه و خيال نافرماني پروردگار در ذهنش خطور نمي كند .


امام هادی (علیه‌السلام) و زنان پاکدامن
هرچه مي كند و هرچه مي خواهد همه لله و براي رضاي خداي رحمان هست .


مباحث مرتبط با نمازهای واجب و خواندن آن
پيامبران الهي و امامان ما اين چنين بودند .


شب اول قبر
خداوند متعال در تاييد طهارت و عصمت اهل بيت پيامبر (ص) آيه معروف "يريد الله ان يذهب عنكم الرجس ...." را نازل كرد.


))) ░▒▓ ◄تاپیک سوالات مذهبی و دینی(مسابقه ای)► ▓▒░((

ولي چرا مسلمانان غير شيعه ، سپس رحلت رسول خدا (ص) بجاي انتخاب معصوم منصوص آيه قراون ، يعني امام علي بن ابي طالب (ع) به سراغ يك پيرصحابه كم خردي رفتند ، بحث ديگري هست كه مجال ديگري را مي طلبد .


4:

-------------
آقا خسرو هرچه را خودش بلد بود و شايد تجربه ...به ديگران نسبت مي دهد.

اين انصاف نيست

5:

دوست من خسرو به شما تذکر میدم در تاپیکی که از لحاظ موضوع و محتوا مورد قبول شما نیست پست نزنید که باعث بشه به مقدسات دیگران توهین کنید!

با تشکر..........

مدیریت............

روشنک!

6:

جواب به سوال دوم شما: بله

7:

امیدوارم اثبات این نوشته ها بمانند اثبات خرافات عاشورا و رجفه و حلیه المتقین و...

نباشد!!!
و اگر غیر از اینهاست .

ما منتظر اثبات شماییم!!

8:

سفسته (پرداختن به شخص سخنگو) بدلیل نداشتن دلایل منطقی!!!!!

شما در کدام مورد اثبات عقلانی کردید؟

9:

بله در اسانامه زیر سوال بردن اعتقادات هیچ کس مورد تایید نبوده! حتی یک فرد کافر!
ولی شما فکر می کنید این نوشته شما :
البته توجه داشته باشید که
ترور
قتل عام بی گناهان
شهوت رانی
بچه بازی
پایمال کردن حقوق نامسلمانان
غارت نامسلمانان
و ....
جزو گناهان امامان و به ویژه شخص پیامبر محسوب نمی گردد.

توهین نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

10:


ميشه لطفا از هركدوم يه نمونه بگيد

ترور = فكر كنم منظورشون قصاص مجرميم باشه

قتل عام بي گناهان = شايد ايشون شكنجه و ترور تازه مسلمانان را توسط مشركين گناه نميدونن

شهوت رانی = اگه منظورتون ازدواج متعدد هست كاري خلاف قانون اسلامي انجام ندادند تازه اكثر ازدواج هاي ايشان به دستور مستقيم خدا براي سرپرستي گرفتن زنان بيوه بوده

بچه بازی = حتما مهرباني به كودكان يا سرپرستي يتيمان يا صفات حسنه از اين دست به دليل سخت بودن دسترسي شما به انها يا به دليل محدود كردن يا مخالف بودن با لذت نفس در ديار يا قانون شما گناه باشه

و ........

11:

نوع سفسته را نگاه کنید خواهید دید که هم در پست پیشین و هم در این پست به سفسته پرداخته اید!!
بگذریم!!

شما یک تاپیک شروع کردید و پس از 13 صفحه میگویید : من چیزی از عاشورا نمیدانم...

شما مدرک بیاورید!!!

اینگونه هست سند آوردن شما؟
در مورد رجفه هم نتوانستید جواب دهید .
در مورد نقل قول علمی و نقلی هم که اصلا نمیدانید .

چیست!!!

و جالب این هست که در جواب میگویید سفسته!!!!!
امیدوارم زین پس پیش از توهین به اعتقادات دیگران ابتدا سند خود را ارائه دهید .

تا پس از گذشت 13 صفحه از یک تاپیک ، هستارتر مجبور نشود بگوید که چیزی از عاشورا نمیدانم...

شما مدرک بیاورید!!

12:

شما شاید چیزهای زیادی شنیده باشید
ولی اینجا بحث کوچه بازاری نیست!
با سند سخن بگویید.
نه از روی...
در مورد رجفه هم بحث را دیدم.

این لینک را هم میگذارم تا دیگران هم ببینند که سفسته از سوی چه کسی هست!!
http://forum.hammihan.com/showpost.p...8&postcount=66

13:

شما پاسخی ندادید!
شما میگویید : شما نمیتوانید از شخص مجهول نقل قول کنید و گردن شیعه بیاندازید.
این همان سفسته حرف در دهان گذاشتن هست!!
در مورد رجفه هم همانطور که دوستان در اون لینک دیدند.

شما نتوانستید چیزی را اثبات کنید!
و آخر به ترجمه قراون ایراد وارد کردید!!!
من هم فرمودم اگر حرف مرا قبول ندارید به فرهنگ لغات عربی مراجعه کنید!!
بقیه نوشته هایتان هم توجیه هست.!!!

14:

--------------
اين خسرو مانند خسروان ديگر كه فقط خود را مي بينند و خود را قائلند ، همه چيز را به راي و فكر خود مي بيند و اهانت كردن و نكردن راتنها با نظر خود قياس مي كند.


حرف هايي كه در پشت پرده اين انجمن ها فرموده هست و خود را مجاز ميداند هرچه دلش خواست بنايشانسد قبح و زشتي اش كمتر از فرمودار سلمان رشدي مرتد نيست .

نمي توان هرفرمودار اهانت آميزي را به شخصي كه بيش از يك ميليارد و نيم پيرو دارد نسبت داد و بعد وقيحانه بگايشاند با عقل و منطق اثبات مي كنم .

كله گنده تر از تو نتوانستند چنين كاري كنند .

اربابت امريكاي جنايتكار و انگليس حيله گر قريب به بيست سال هست از نگهداري يك مرتد كه به فرمان امام راحل واجب القتل شده عاجز مانده اند و اورا در سوراخ موش پنهان كرده اند و تو امروز در كشور ما اين جور مي تازي و از اون دفاع كرده و از آزادي در كشور ما سو هستفاده مي كني !

15:

خوب این که جوابش روشنه عصمت یعنی دوری از گناه و پاکی مطلق
قسمت دوم سوالت : پس فکر کردی ما با این همه گناه رنگ و وارنگ برتر از معصومین هستیم خیلی خودت یا دیگران رو بزرگ جلوه دادی که فکر می کنی اونا از ما برتر نیستن
ما کجا و معصومین کجا؟؟؟!!!

16:

در واقع نوع خسور خان أگاهانه یا جاهلانه میخواهند چنین القا فرمایند که هر گردی گردو هست اما زهی خیال باطل
قبل از هر چیز مثل اینکه خسرو خان آزموده هایش را با روحانیونی که معاصر وی هستند به دیگران نسبت میدهد این اولاٌ
ثانیاٌ شما مثل اینکه فکر میکنید هرکسی روحانی شد دیگه تمام او نماینده و بیانگر مرام و مسلک دین متبوع خویش هست
ولی أیا نظر شما در مورد کشیشهای قرون وسطایی یا امروزی هم قابل تعمیم هست؟
ثانیاٌ آیا اینکه خمینی روحانی نما یا خامنه ای روضه خوان که از اسلام الف اولش را هم بلد نیستند اینها نماینده چین هستند یعنی اینکه این اسلام هست و شیعه و دیگر تمام!!
اما اگر قصد نسبت دادن مشکلات ایران و ایرانی را به دین دارید باید فرمود کدامین دین را در تاریخ سراغ دارید که پیروانش پس از اون راه کج را برنگزیدند و به بن بست بر نخوردند؟!
-مگر یهودیها را ندید که تا 50 سال پیش از بس کج رفتند حتی کشوری برای زندگی أزاد نداشتند؟
-مگر چند قرن از رنسانس میگذرد که تاریخ دادگاههای تفتیش عقائد را فراموش کرده باشد؟

بله دلیل همه اینها چین نیود بلکه روحانی نماهایی بودند که اسباب عقب افتادگی و نادانی ملتها را فراهم أورده بودند.

اما ببینید سرانجام ابرقدرت امروز جهان در شمار یکی از با ایمان ترین جوامع گیتی هست

اشتباه در دین نیست کما اینکه در همین جامعه روحانیونی هستند که هزاران بار روشنفکتر از

کالوین و لوتر در مسیحیت هستند>

اما در باب خرافات هم گویا سخن به گزاف رانده اید

فقط به این سوال بسنده میکنم که کدام مشکل امروزی و درد بی درمان ما با این جسارتها

حل میشود بفرمایید همگی روشن شویم!!

و السلام

17:

در اینجا همه از به هستلاح آزاد اندیش تا به هستلاح هوشمند به خسرو می تابند
یکی اورا مانند رشدی مرتد و واجبالقتل میداند و دیگری اورا جاهل و نادان
ولی من میخواهم لحظه ای به حسن نییت شما شک نکنم و بگویم مشکل ایرانیان افرادی مثل خسرو و مزدک و یا افرادی اینچنین نیستند
این افراد در جامعه ایرانی هیچ قدرتی ندارند و هیچ رلی بازی نمینمايند
اونچه در ایران میگذرد با تمام فقر و فساد اجتماعی و تضاد اجماعی نتیجه اعمال حاکمان قدرت مند اسلام میباشد
این حقیقتی هست که نمیتوانید انکار کنید (مگر اینکه مانند شهاب معتقد باشید که برای رسیدن به اسلام واقعی با ید ١٤٠٠سال دیگر در انتظار نشست)

18:

prawda
جمله آخرتان سفسته حرف در دهان گذاشتن بود!
من کجا چنین حرفی زدم؟
در مورد خسرو و بقیه هم باید بگویم اینها از خود سخنی نمیگویند همانطور که دیدید همه نوشته هایشان برگرفته(مستقیم یا غیر مستقیم) از سایت افشا و درفش و ...

هست.
.
شاید این نوشته شما از این ناشی شده که نتوانستید اون طور که باید از "کسروی " حمایت کنید.

امثال این افراد که نام بردید مگر در گذشته کشور را نداشتند؟
مرگ اندیشه های شما ها برگرفته از همان کسروی نبود؟
خود دیدید که کسروی چه پستهایی در کشور داشت!!!
اونوقت که حکومت در دست این افراد بود چه کردند؟؟
که حالا پس از 70 سال میخواهند بنمايند؟
اونوقت که بحث مبارزه با دیکتاتوری و امریکا و انگلیس بود .

اینها مشغول آتش زدن نهج البلاغه و مفاتیح و بحار و...

بودند .
اینها افرادی ناشناخته نیستند.
کسانی نیستند که همفکرانشان در کشور کاره ای نبوده باشند .
به قول شریعتی : هنگامی که فقر بیداد میکند و شکم گرسنه هست.

صحبت از مائده های آسمانی خیانت هست.
آیا اینها که نام بردید واقعا برای فقر امت کشورشان دل میسوزانند؟؟؟
امت ایران اینقدر شعار عمل نشده شنیده اند که ...
این سخنان از سوی این افراد که هیچ جایگاهی در بین امت ندارند .

هیچ ارزشی برایشان ندارد.
تنها سود سخنان این افراد این هست که مسلمانان باید به مسلمانی خود شک نمايند.
که نمیتوانند حتی از ساده ترین تهمتها که زده میشود دفاع نمايند .
بقول مطهری : علمای کشور باید مرده باشند که روزی جلوی نقد را در اون کشور بگیرند.
البته " نقد " منظور نقد علمی هست و باید جواب علمی داده شود.
(نقد را با بسیاری چیزهای دیگر اشتباه نگیرید!!)
آیا فکر میکنی کسانی که از دینشان دفاع مینمايند همگی از وضع موجود راضی اند؟؟؟
خیلی سطحی نگری هست اگر فکر میکنید ما به وضع موجود راضی هستیم.
اما ما بجای آتش زدن از نقد هستفاده میکنیم.
از سیستم اقتصادی از سیستم قضایی و ..

انتقاد علمی و مستند باید کرد.

نه توهین و عیبجویی!!!
حکومت دست من نیست و من هم از این حکومت نان نمیخورم که بخواهم دفاع متعصبانه کنم.
من تنها کاری که میتوانم بکنم انتقاد در برابر برخی سیاستهاست .
نه توهین و تهمت و...
و دفاع از اون در برابر برخی تهمتها که بی پایه هست.



19:

از مطالعه بعضى آيات هستفاده مى شود برخى پيامبران مانند : حضرت آدم ، نوح ، يوسف و...

(عليهم السلام)اشتباهاتى داشته اند و خداوند اون ها را تنبيه كرده هست ; آيا عصمت انبيا با آيه شريفه 53 يوسف هماهنگى دارد
؟

َ«مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ [يوسف : 53]-
من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند; مگر اونچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان هست.»

«عصمت » در انبيا امرى ضرورى هست .

يك انسان معصوم ، نه تنها گناه (اعم از صغيره و كبيره ) مرتكب نمى شود ; بلكه خطا ، اشتباه ، سهو و نسيان ; نيز ندارد ; بله امكان «ترك اولى » براى اون ها هست و ترك اولى نه گناه و نه خطا و نه سهو و نسيان هست ، بلكه ترك اولى گرفتن خوب و رها كردن خوب تر هست .

تمامى آياتى كه درباره برخى انبيا در اين باره آمده هست .

همه اش يا قابل توجيه و تأايشانل هست يا مصداق ترك اولى هست .

20:

چند پرسش در مورد عصمت پیامبران :
ظلمتُ نفسى
جمله «ظلمتُ نفسى » كه در دعاى كميل از قول
حضرت على(عليه السلام) فرموده شده هست ،
آيا باعث شك و ترديد در عصمت اون حضرت نمى شود ؟

در مورد اين كه پيامبران و امامان معصوم(عليهم السلام) در دعاها و مناجاتشان خود را گنه كار مى دانستند و هستغفار مى كردند ، پاسخهاى متفاوتى وجود دارد :
ولى اون چه جامعتر به نظر مى رسد ، اين هست كه:
گناه براى ما انسان هاى معمولى عبارت از انجام دادن محرمات و ترك واجبات هست ، ولى براى ايشان كه با اختلاف درجاتشان در اوج كمال و قرب الهى برنامه داشته اند ، گناه ، مفهومى وسيعتر دارد و ترك اولى را نيز شامل مى شود ، زيرا اونان براى خود وظايفى فوق وظايف ديگران قائل بودند و چه بسا هرگونه توجه به غير معبود و محبوبشان را گناهى بزرگ مى شمرده اند ; ازاين رو در مقام عذرخواهى برمى آمدند ; پس عصمت اون ها به اين معنا نيست كه از هر كارى كه بتوان اون را به گونه اى گناه ناميد ـ حتى ترك اولى ـ مصون باشند ; بلكه مقصود ، مصونيت از همان گناه به معناى ترك واجبات و انجام دادن محرمات هست ; مانند اين كه وقتى حضرت على (عليه السلام)وضع زندگى بچه هاى يتيم فردى را كه در ركاب او جهاد كرده و شهيد شده بود ، مشاهده فرمود ، احساس گناه نمود و خود را سرزنش كرد و..

.

.


21:

بيان اقوال علما دربارة مطلق عصمت:
1- نظر شيعه (پيامبران آسماني بايد از هر نوع گناه، اعم از صغير و كبير، مصون باشند.


2- دانشمندان معتزله (پيامبران نسبت به گناهان بزرگ مصونيت دارند، ولي صدور گناه صغيره از اونها مانعي ندارد، جز اون دسته از صغائر كه حاكي از پستي روح و موجب تنفر جامعه مي شود.


3- نظر ابوعلي جبائي (مصونيت پيامبران به گناه بزرگ و كوچك منحصر به صورت عمد هست ولي صدور هر نوع خلاف از اونان به طرز سهو و اشتباه بي‌مانع هست.


4- از پيامبران آسماني همه نوع گناه در حال سهو (نه عمد) سر مي زند، چيزي كه هست صدور يك چنين گناه از افراد عادي بي‌اشكال هست ولي صدور اين دسته از گناه از اونان خالي از مسئوليت و مواخذه نيست.


5- گروهي از اخباريهاي اهل تسنن (پيامبران هيچ نوع مصونيت از گناه ندارند و هر نوع گناه در حال عمد و سهو از اونها سر مي زند.


اختلاف از نظر وقت عصمت
دانشمندان شيعه براي عصمت امري قائل نيستند.


اهل سنت بسياري از معتزله آغاز عصمت را دوران بلوغ دانسته
اشاعره مي‌گايشانند عصمت با نبوت توام هست و قبل از نبوت صدور هر نوع گناه اشكالي ندارد.


دلايل عصمت:
1- تربيت در ساية عمل
هدف از برانگيختن پيامبران تربيت و راهنمايي انسانهاست و يكي از شرایط موثر تربيت اين هست كه موجبات گرايشاندن امت به مربي در او جمع باشد.


زندگي اونها پيش از بعثت نيز درخشان بوده و از هر نوع نقطة ضعف و لكة سياه خالي باشد، حكمت بالغه خداوند ايجاب مي‌كند كه شرایط نفوذ را در پيامبر و فرستادة خود به وجود آورد، و او را هر نوع شرایط نفرت‌زا دور سازد.

سوابق بد و اعمال ننگين گذشتة انسان، از نفوذ و قدرت تاثير او در روح و روان امت مي‌كاهد، و امت مي‌گايشانند كه خود او تا ديروز قهرمان اين فجايع بود چطور شد كه امروز امت را از اين كارها باز مي‌دارد.


2- جلب اعتماد امت
يكي از واقعيات تربيت و تعليم كه هدف منحصر پيامبران هست اين هست كه شخص مورد تربيت به صدق فرمودار مربي خود مومن باشد زيرا كشش و تمايل انسان به يك امر بستگي به مقدار ايمان و اعتقاد ايشان به صحت اون دارد صدور يك سلسله معاصي همان طور كه باعث تنفر امت مي شوند موجب سلب اعتماد و اطمينان نسبت به گايشاننده نيز مي گردند و منطق «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» فقط دربارة كساني خوب هست كه مي توانند ميان شخصيت گايشاننده و سخن او فرق بگذارند ولي دربارة نوع امت كه به ارزش سخن از دريچة شخصيت گايشاننده و پاكي و طهارت و قداست او مي‌نگرند، اين منطق موثر نيست.


شرط رهبري به وجود آوردن يك نوع اعتماد صد در صد در دل پيروان او هست كه اونچه را مي شنوند وحي الهي و عين واقع تصور كنند و اين حالت در امت دربارة رهبري كه صفحات زندگي ايشان درخشان و روشن نباشد هر گز به وجود نمي‌آيد.


22:



نه
حتی همان شاه هم بینهایت یک آدم خرافی بود
او چندین بار مدعی شده بود که امام رضا به خوابش آمد و به او قول داده که همیشه مواظب او خواهد بود

و اینکه کسروی بزرگ تمامی تلاش خود را در جهت از بین بردن خرافات گذاشت و جانش را در این راه فدا کرد اونهم در حدود ٨٠سال پیش فقط اثبات این حقیقت هست مروجان خرافات همیشه در ایران قدرت مند بوده اند (دقیقا از حدود ١٤٠٠سال پیش تا بحال)

در ضمن من کیم که بخوام از کسروی دفاع کنم
من و تو نمیتوانیم مقام واقعی او را بالا پایین ببریم

23:

-------------------
گاهي يكي مي خواهد ابرو را اصلاح كند از ناداني اش مي زند چشم طرف را كور مي كند .


عزيزم اين چه دفاع از دين هست كه پيشوايان اون را بي شرمانه مورد اهانت برنامه مي دهي ؟

24:

عصمت ملائک و پيامبران
اگر قراون ، پيامبران را به داشتن عصمت كامل و ملايك را به نداشتن قابليت گناه كردن وصف مى كند ، قصه بر خورد حضرت يوسف
(عليه السلام) با پدر بزرگوارش و قصه گناه كردن «فطرس »
را چطور مى پذيرد ؟
عصمت فرشتگان و پيامبران خدا از مسائلى هست كه با دلايل عقلى و آيات و روايات فراوان به طور قطع ثابت هست .


سراسر آيه هاى سوره يوسف ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ بر علم و دانش ، بردبارى و شكيبايى و پاكى و عصمت شفرمود آور حضرت يوسف صدّيق شهادت و گواهى مى دهد و قراون ، سرگذشت او را به عنوان «اسوه تقوا» و نمونه پاكى و مظهر عفت و عصمت بيان مى كند و او را از بندگان «مخلَص » (يوسف ، 24) مى شمارد كه به فرموده قراون كريم «مخلَصين » از گزند شيطان در امانند :
«اِلاّ عبادك منهم المخلصين » (حجر ، 40)

بنابراين ، چگونه مى توان به او نسبت داد كه «عزّ سلطنت او را گرفته باشد و به احترام پدر از اسب پياده نشده باشد و..

.» .


به همين جهت ، برخى از مفسران اين احاديث را مخالف با آيات قراون و ضروريات دين و از خرافات و اسرائيلياتى دانسته اند كه در احاديث ما وارد شده و قابل قبول و اعتماد نمى باشد .


آيات و روايات معتبر نشانگر اون هست كه حضرت يوسف ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ طبق فرمان الهى عمل مى كرد و كمال احترام را نسبت به پدر انجام مى داد ; چنان كه قراون كريم مى فرمايد :
«فَلَمَّا دَخَلُوا يُوسُفَ ءَاوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِن شَآءَ اللَّهُ ءَامِنِينَ ; (يوسف ، 99) و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند ، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و فرمود : همگى داخل مصر شايشاند كه انشاءالله در امن و امان خواهيد بود!»
از جمله «فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ» و «قَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ» (واژه ورود و دخول) هستفاده مى شود كه حضرت يوسف ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ در خارج شهر به هستقبال پدر و همراهانش رفته بود و در ساختمان و يا چادرهايى منزل گرفته ، در انتظار قدوم اونان به سر مى برد و هنگامى كه پدر و همراهانش وارد شدند ، حضرت يوسف نسبت به اونان اظهار محبت ايشانژه اى كرد : «ءاوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ» و پس از انجام دادن مراسم هستقبال ، از پدر و همراهانش خواست تا به مصر وارد شوند و در اون ديار سكنى گزينند ; در غير اين صورت واژه ورود و دخول جايگاهى نداشت ، بلكه كلمه ملاقات و مانند اون مناسب بود .


علاوه بر اون ، بر فرض كه روايت درست باشد ، دير پياده شدن در مقابل پدر ، كار حرامى نيست تا ارتكاب اون ، گناه و خلاف عصمت شمرده شود ; در نهايت حضرت يوسف ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ مرتكب «ترك اولى » شده و اين منافاتى با عصمت او ندارد .


و امّا فطرس ملك :
در روايتى آمده هست كه از امام حسن عسكرى(عليه السلام) درباره برخى از نسبت هاى ناروا به فرشتگان الهى (هاروت و ماروت ) سؤال شد ، امام(عليه السلام) فرمود :
«پناه به خدا از اين مطلب ، همانا فرشتگان الهى به سبب الطاف ، خداوند معصوم و محفوظ از كفر و عمل قبيح (و نافرمانى ) هستند ; چنان كه خداوند متعال درباره ايشان فرموده :
«لاَّ يَعْصُونَ اللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ; (تحريم ، 6) هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى كنند و اون چه را فرمان داده شده اند ، به طور كامل اجرا مى نمايند!»

و نيز فرموده :
«بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ * لاَ يَسْبِلونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ; (انبياء 26 ـ 27) اون ها (فرشتگان ) بندگان شايسته اايشانند ، هرگز در سخن بر او پيشى نمى گيرند و پيوسته به فرمان او عمل مى كنند .»
بنابراين ، روايتى كه درباره نافرمانى «فطرس ملك» نيز نقل شده قابل اعتماد نيست ; زيرا معارض با روايات ديگر و مخالف با آيات قراون مى باشد و پيشوايان معصوم به ما دستور داده اند :
رواياتى را كه مخالف با آيات قراون هست ، نپذيريم
علامه طباطبايى(رحمه الله) در اين زمينه مى فرمايد :
«بايد دانست كه تمام گروه هاى فرشتگان ، به تصريح قراون و روايات متواتر ، معصومند تنها در پاره اى از رواياتِ مربوط به قصه «هاروت و ماروت » ، خلاف اون بيان شده كه روايت ديگر اون را ردّ كرده هست و نيز در روايتى كه از طريق اهل سنّت در مورد قصه دردائيل نقل شده هست و روايت ديگرى كه قصه فطرس را بيان مى كند ، خلاف اين معنا بيان شده هست و اين روايات علاوه بر اون كه خبر واحدند ، خالى از ابهام نيز نيستند» .

25:

هوشمند گمان نمی کنم این کاربر قصد دفاع از دین رو داشته باشه! اگه پست هاش رو بخونید و دنبال کنید متوجه می شوید!

26:

-------------------
شما چه به هستلاح خودتان و يا به اصطلاح صحيح بخواهيد از خسروخان دفاع كنيد و چه دفاع نكنيد ، درهر دو صورت بايد مقداري به اطلاعات و دانستني هايت مخصوصا در باره روحانيت و تشيع و معارف اسلامي بيفزايي .

اگر چنين كردي مي تواني ادعا كني كه رفتار روحانيون مطابق با اسلام هست يانه ؟
مشكل ايران ما اين هست كه هركسي بخودش اجازه مي دهد در باره هرچيزي حتي خارج از تخصص خودش نظر بدهد.

اگر اين رفع شود چه بسا مشكلات كشور ما برطرف خواهد شد .


27:

پست منو خوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

28:

سلام

فرموده اند كه : اني بشر مثلكم
ولي از لحاظ ظاهري فرموده اند، نه از لحاظ باطني
اونها از لحاظ مظروف با ما متفاوت هستند
به انها امتيازات ايشانژه اي داده اند ولي مسئوليتشان نيز بيشتر هست
---------------------------------------
اون كه در اين راه مقرب تر هست **** جام بلا بيشترش ميدهيم
---------------------------------------
و طبق احاديث خيلي از كارها و اعمالي كه براي ما خوبست، براي انها گناه محسوب ميگردد

29:


هوشمند

لطف کنید پستهای دیگر بنده را خوانده سپس به داوری درباره بپردازید!!

دوم اینکه در کجا و بر پایه کدام سند معتبر خمینی پیشوای تشیع هست اگر پیشوند "امام"هم

شما را دچار توهم کرده جهت به یاد سپاری تاریخیتان عرض کنم نخستین رسانه ای که از

پیشوند امام برای خمینی هستفاده کرد "رادیو مونت کارلو" بود اونهم با پشیابانی مالی حاج

"مهدی عراقی" و بر پایه طرحی از"حسن روحانی"!!

این از خمینی حالا شما ببنینید پیشوند امام به خامنه ای چقدر نچسب هست که خودشان

هم کمتر هستفاده مینمايند.

اما درباره محتوای واقعی کلمه اما همین بس در حدیثی از امام کاظم علیه الصلاه و السلام

در ویژگی امام فرموده اند که مضمون چنین هست:"امام یعنی معصوم از هرگونه لغزش و گناه"!!

حالا کجای این را در خمینی یافته اید بنده نمیدانم.

اما اگر خسرو ها و ...

از یکسو به جاده خاکی زده اند شما هم از سوی دیگر به جاده خاکی

میروید اگر اونها مقدسها را نا مقدس مینمايند شما هم نامقدسها یا دست کم نیمه مقدسها

را مقدس میکنید!!

شیعیان را 12 امام بیش نیست!!

بدرود

30:

عصمت یعنی ...
واژه عصمت از «عصم » گرفته شده هست به معنای «نگهداری»1 یا بمعنای «منع»2 این کلمه و مشتقات اون 13 بار در قراون کریم آمده هست و بمعنای نگهداری می باشد.
ابن فارس می نویسد : معنای عصمت این هست که خدا بنده اش را ا وقوع در بدی نگه می دارد.3
تعریف عصمت :
عصمت قوه ای هست که انسان را از نزدیک شدن به گناه و واقع شدن از خطاء و اشتباه باز می دارد.4
یا بنا به تعریف دیگه : عصمت لطفی هست از جانب خدا در حق بنده اش که دارنده ی اون از ارتکاب گناه و ترک طاعت مصونیت پیدا می کنددر عین حالی که قادر بر انجام اون می باشد.
مراتب عصمت :
عصمت مراتبی دارد
1) عصمت در گرفتن وحی الهی و نگهداری و ابلاغ اون به امت
2) مصون ماندن معصوم از ترک اوامر الهی و ارتکاب معاصی
3) عصمت از خطاء و اشتباه در تطبیق اوامر الهی بر امور فردی و اجتماعی
مرتبه نخست عصمت در اخذ وحی و تبلیغ اون بی کم وکاست مورد اتفاق تمام علما و دانشمندان هست چه شیعه و چه سنی،قراون کریم هم بدان گواهی می دهد
اما مرتبه دوم و سوم مورد اختلاف بین شیعه و سنی می باشد
شیعه پیامبر را از هرگناه و خطائی مصون دانسته و هرگز بین گناه چه صغیره و چه کبیره ، چه عمدی و چه سهوی و چه پیش از بعثت و چه بعد بعثت هیچ فرقی نمی داند.


1.مفردات راغب
2.لسان العرب
3.مقاییس اللغة
4.تفسیر المیزان ج8 ص142
______________
منبع

31:

عصمت


در میان پنج آیه نخست جزء بیست‌ودوم از صفحة ۴۲۲ موقعیّت زنان پیامبر(ص) را در برابرکارهای نیک و بد بخوانید.

خبرگزاری شبستان: از پنج آیة آغازین جزء بیست‌ودوم از صفحة 422 ، چهارآیة نخست، به‌دنبال سه‌آیة پایانی صفحة قبل، موقعیّت زنان پیامبر(ص) را در برابرکارهای نیک و بد، و همچنین، مسؤولیّت سنگین‌اونان‌را بیان می‌نمايند.
در بین این‌آیات، به میانة آیة 33 بر می‌خوریم‌که می‌فرماید: «إنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا»؛ «خداوند می‌خواهد پلیدی و ناپاکی را تنها از شما اهل بیت نبوّت دورکند و شما را کاملاً پاک سازد».
در حقیقت، این‌آیة شریفه، دلالت قطعی دارد بر این‌که‌گروهی وجود دارند به‌نام «أهل‌البیت»که دارای مقام عصمت می‌باشند و ساحت اقدسشان، به‌تطهیر خدا، مطهّر از هرگونه رِجس و پلیدی هست.

امّا مطلب عمده‌ای‌که در این‌آیه روی اون باید تحقیق و تدبّرکرد، این‌که مقصود از «أهلَ‌البَیت» در این‌آیة شریفه‌کیانند؟
اگرچه، «بَیت» درآیه، به‌صورت مطلق‌آمده، امّا به‌قرینة آیات قبل و بعد، منظور، بیت و خانة پیامبراکرم(ص) هست و لذا به‌اتّفاق همة مفسّران و علمای اسلام، اعمّ از شیعه و سنّی، مقصود از «أهلَ‌البَیت»، اهل‌بیت پیامبر(ص) هست.
امّا این‌که مقصود از اهل‌بیت پیامبر(ص) در این‌آیه، چه اشخاصی هستند؟ در میان مفسّران اختلاف هست!
آقایان مفسّران از اهل تسنّن،اون‌را منحصر در همسران پیامبر دانسته‌اند و دلیلشان این‌است‌که‌آیات قبل و بعد این‌آیه، دربارة همسران پیامبر سخن می‌گویند و طبعاً این‌آیه هم‌که در لابه‌لای‌اونها قرارگرفته، مربوط به اَزواج نبی خواهد بود!!
ولی در ردّ این‌دلیل از طرف مفسّران شیعی‌فرموده شده: اختلاف ضمایر درآیات دلیل روشنی هست بر این‌که مخاطب در این‌آیه، برخلاف‌آیات قبل و بعد، ازواج نبی نمی‌باشد! زیرا چنان‌که می‌بینیم، در جملات قبل‌که مخاطب، زنان پیامبر هستند، تمام ضمایر، به‌صورت ضمیر جمع مؤنّث‌آمده‌است: قَرنَ، بُیوتکُنَّ، أقمنَ،آتینَ، أطعنَ،که در تمام اینها، ضمیر، جمع مؤنّث هست.

و همچنین، درآیة بعد: وَ اذکُرنَ ما یُتلی فی بُیوتکُنَّ، دو ضمیر جمع مؤنّث‌آمده: اُذکُرنَ، بُیوتکُنَّ.
و عجیب، این‌که درآیة تطهیر، تغییر سیاق داده شده و در دو جملة وسط، خطاب، با ضمیر جمع مذکّرآمده‌است: «لیُذهبَ عَنکُمُ الرِّجسَ»، «یُطَهِّرَکُم»؛ در هر دو جمله ضمیر «کُم» مذکّر هست و حال‌اون‌که اگر این‌آیه هم مانندآیات قبل و بعدش مربوط به زنان پیامبر(ص) بود، لازم می‌آمد بفرماید: لیُذهبَ عَنکُنَّ الرِّجسَ وَ یُطَهِّرَکُنَّ تَطهیرا.

ولی چنان‌که می‌بینیم، مخاطب در این‌آیه، عوض شده و ازواج نبی(ص)، این‌جا به‌فراموشی سپرده شده و جمع دیگری مورد خطاب برنامه گرفته‌اند.

و این، یک حقیقت بسیار روشن هست و انکاراون، جز مکابره و تعصّب‌کور، عامل دیگری نخواهد داشت!
اینک، باید تفحّص‌کردکه‌اون‌جمع دیگری‌که مخاطب این‌آیه و مصداق واقعی اهل‌بیت پیامبرند، چه‌کسانی هستند؟
این‌جا، راهی جز هستمداد از روایات رسیدة از پیامبراکرم(ص) نداریم.

و خوشبختانه، روایات فراوان داریم‌که با کمال وضوح و صراحت، نشان می‌دهند این‌آیة شریفة تطهیر، مخصوص پنج نور پاک و مقدّس: رسول‌الله‌الأعظم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع)، صدّیقة فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌باشد! ولی همسران پیامبر، هرچند، در حدّ خود، از احترام متناسب برخوردارند، امّا از محدودة آیة تطهیر خارجند!
اکنون، لازم هست نمونه‌ای از روایات رسیده ارائه شود: در روایات بسیاری‌آمده‌است‌که سپس نزول‌آیة تطهیر، رسول‌اکرم(ص)، تا مدّت شش یا هشت یا نه ماه، هر روزکه برای نماز صبح، ازکنار خانة علی و فاطمه(ع) می‌گذشت، توقّف می‌فرمود و صدا می‌زد: اَلصَّلاه یا أهلَ‌البَیت، اَلصَّلاه، «إنَّما یُریدُ اللهُ لیُذهبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ‌البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا»؛ هنگام نماز هست ای اهل‌بیت، هنگام نماز هست، «خدا می‌خواهد پلیدی را از شما دورکند و شما را پاک سازد».
پیداست‌که تکرار این‌عمل، هر روز در مدّت چند ماه، برای این بوده‌که‌کاملاً مصداق واقعی «أهلُ‌البیت» و اشخاص اونها را مشخّص‌کند تا بعداً در شناختن «أهلُ‌البیت» و شأن نزول‌آیة تطهیر شکّ و تردیدی برای‌کسی یا کسانی پیش نیاید و همه بدانندکه این‌آیه، تنها دربارة اهل خانة علی و فاطمه(ع) نازل شده‌است و هیچ‌گونه‌ارتباطی به همسران پیامبر ندارد.
و اصلاً چطور می‌شودفرمود: این‌آیه، شهادت به طهارت مُطلَقة زنان پیامبر(ص) می‌دهد؟ در صورتی‌که‌آیة پایانی همین‌صفحه، امکان انحراف از صراط مستقیم حق و امکان ارتکاب‌گناه را برای‌اونها اثبات می‌کند و می‌فرماید: «یا نِساءَ النَّبِیّ، مَن یَأتِ مِنکُنَّ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَه، یُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَین»؛ «ای زنان پیامبر، هرکدام از شما،گناه‌آشکار و زشتیِ فاحشی مرتکب شود، عذاب او، دو چندان خواهد بود».
این‌جا، سؤال دیگری‌که ممکن هست طرح شود، این‌است: چرا و چگونه شده‌که‌آیه‌ای‌که اختصاص به خمسة طیّبه و پنج نور پاک اهل‌بیت رسالت(ص) دارد، در لابه‌لای‌آیات مربوط به ازواج نبی و همسران پیامبر(ص) نازل شده‌است؟
در جواب این‌سؤال، مرحوم علاّمه طباطبایی می‌فرماید: ما از احادیث فراوانی‌که ذیل‌آیة تطهیر رسیده‌است، هستفاده می‌کنیم: این‌آیه، به‌تنهایی و مستقلاً نازل شده‌است و هیچ‌گونه‌ارتباط و اتّصالی با آیات قبل و بعد خود ندارد و بعداً به دستور پیامبراکرم، هنگام ترتیب و تنظیم‌آیات و سُوَر، در ضمن‌آیات مربوط به ازواج نبی(ص) برنامه داده شده‌است.
این‌جا، تذکّر این‌نکته، خالی از تناسب نیست‌که بدانیم به‌طورکلّی،آیات مربوط به اهل‌بیت عصمت(ع) بر پايه مصلحت حکیمانة الهیّه، در خلال‌آیات مربوط به احکام واخلاق و قصص، با طرزی عجیب و پیوستگی غریب‌گنجانده شده‌است و به‌طوری سخن سربسته و غیر صریح از این‌نظرآمده‌است‌که مخالفان لجوج و عَنود نیز می‌تواننداونها را به‌نفع خود توجیه‌نمايند!! و این، به‌ظنّ قوی، برای‌اون بوده‌که وقتی مخالفان حق، به قدرت رسیدند، دست تحریف به‌سوی قراون نگشایند و با برداشتن‌آیات صریح مربوط به ولایت اهل‌بیت،اون‌تنها سند مُتقَن‌آسمانی را از سندیّت نیندازند واون‌را هم به سرنوشت شوم تورات و انجیل مبتلا نسازند!
و از این‌روست‌که می‌بینیم اسامی مقدّس اون انوار الهی و مسائل مربوط به ولایت و امامتشان، به‌طور صریح در قراون نیامده‌است تا دستاویزی به‌دست دشمنان اهل‌بیت داده نشود و به‌فکر دخل و تصرّف درآیات قراون نیفتند! امّا درعین‌حال همان‌آیات غیرصریح،اون‌چنان، برای حقیقت‌طلبان روشندل حق‌جو، درخشندگی خاص و جذّابیّت مخصوص دارندکه از پشت صدها پردة ابهام و هستتار،اون‌چه را که باید در پرتو نور فراست ایمان بفهمند، می‌فهمند؛ وَ طیبُ الکَلام الحَقِّ دَلَّ عَلَی الحَقّ؛ بوی خوش‌فرمودار حق، هر شامّة سالمی را به‌سوی حق دعوت و هدایت می‌کند.

و اوآیة عطرآگین تطهیر را از لابه‌لای‌آیات ازواج نبی(ص) بیرون می‌کشد و با عشق و علاقة ویژه‌ای،اون‌را روی چشم و سرش می‌گذارد.


وعده صادق


جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"



32:

عصمت یعنی ...
واژه عصمت از «عصم » گرفته شده هست به معنای «نگهداری»1 یا بمعنای «منع»2 این کلمه و مشتقات اون 13 بار در قراون کریم آمده هست و بمعنای نگهداری می باشد.
ابن فارس می نویسد : معنای عصمت این هست که خدا بنده اش را ا وقوع در بدی نگه می دارد.3
تعریف عصمت :
عصمت قوه ای هست که انسان را از نزدیک شدن به گناه و واقع شدن از خطاء و اشتباه باز می دارد.4
یا بنا به تعریف دیگه : عصمت لطفی هست از جانب خدا در حق بنده اش که دارنده ی اون از ارتکاب گناه و ترک طاعت مصونیت پیدا می کنددر عین حالی که قادر بر انجام اون می باشد.
مراتب عصمت :
عصمت مراتبی دارد
1) عصمت در گرفتن وحی الهی و نگهداری و ابلاغ اون به امت
2) مصون ماندن معصوم از ترک اوامر الهی و ارتکاب معاصی
3) عصمت از خطاء و اشتباه در تطبیق اوامر الهی بر امور فردی و اجتماعی
مرتبه نخست عصمت در اخذ وحی و تبلیغ اون بی کم وکاست مورد اتفاق تمام علما و دانشمندان هست چه شیعه و چه سنی،قراون کریم هم بدان گواهی می دهد
اما مرتبه دوم و سوم مورد اختلاف بین شیعه و سنی می باشد
شیعه پیامبر را از هرگناه و خطائی مصون دانسته و هرگز بین گناه چه صغیره و چه کبیره ، چه عمدی و چه سهوی و چه پیش از بعثت و چه بعد بعثت هیچ فرقی نمی داند.


1.مفردات راغب
2.لسان العرب
3.مقاییس اللغة
4.تفسیر المیزان ج8 ص142
______________
منبع

33:

عصمت


در میان پنج آیه نخست جزء بیست‌ودوم از صفحة ۴۲۲ موقعیّت زنان پیامبر(ص) را در برابرکارهای نیک و بد بخوانید.

خبرگزاری شبستان: از پنج آیة آغازین جزء بیست‌ودوم از صفحة 422 ، چهارآیة نخست، به‌دنبال سه‌آیة پایانی صفحة قبل، موقعیّت زنان پیامبر(ص) را در برابرکارهای نیک و بد، و همچنین، مسؤولیّت سنگین‌اونان‌را بیان می‌نمايند.
در بین این‌آیات، به میانة آیة 33 بر می‌خوریم‌که می‌فرماید: «إنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا»؛ «خداوند می‌خواهد پلیدی و ناپاکی را تنها از شما اهل بیت نبوّت دورکند و شما را کاملاً پاک سازد».
در حقیقت، این‌آیة شریفه، دلالت قطعی دارد بر این‌که‌گروهی وجود دارند به‌نام «أهل‌البیت»که دارای مقام عصمت می‌باشند و ساحت اقدسشان، به‌تطهیر خدا، مطهّر از هرگونه رِجس و پلیدی هست.

امّا مطلب عمده‌ای‌که در این‌آیه روی اون باید تحقیق و تدبّرکرد، این‌که مقصود از «أهلَ‌البَیت» در این‌آیة شریفه‌کیانند؟
اگرچه، «بَیت» درآیه، به‌صورت مطلق‌آمده، امّا به‌قرینة آیات قبل و بعد، منظور، بیت و خانة پیامبراکرم(ص) هست و لذا به‌اتّفاق همة مفسّران و علمای اسلام، اعمّ از شیعه و سنّی، مقصود از «أهلَ‌البَیت»، اهل‌بیت پیامبر(ص) هست.
امّا این‌که مقصود از اهل‌بیت پیامبر(ص) در این‌آیه، چه اشخاصی هستند؟ در میان مفسّران اختلاف هست!
آقایان مفسّران از اهل تسنّن،اون‌را منحصر در همسران پیامبر دانسته‌اند و دلیلشان این‌است‌که‌آیات قبل و بعد این‌آیه، دربارة همسران پیامبر سخن می‌گویند و طبعاً این‌آیه هم‌که در لابه‌لای‌اونها قرارگرفته، مربوط به اَزواج نبی خواهد بود!!
ولی در ردّ این‌دلیل از طرف مفسّران شیعی‌فرموده شده: اختلاف ضمایر درآیات دلیل روشنی هست بر این‌که مخاطب در این‌آیه، برخلاف‌آیات قبل و بعد، ازواج نبی نمی‌باشد! زیرا چنان‌که می‌بینیم، در جملات قبل‌که مخاطب، زنان پیامبر هستند، تمام ضمایر، به‌صورت ضمیر جمع مؤنّث‌آمده‌است: قَرنَ، بُیوتکُنَّ، أقمنَ،آتینَ، أطعنَ،که در تمام اینها، ضمیر، جمع مؤنّث هست.

و همچنین، درآیة بعد: وَ اذکُرنَ ما یُتلی فی بُیوتکُنَّ، دو ضمیر جمع مؤنّث‌آمده: اُذکُرنَ، بُیوتکُنَّ.
و عجیب، این‌که درآیة تطهیر، تغییر سیاق داده شده و در دو جملة وسط، خطاب، با ضمیر جمع مذکّرآمده‌است: «لیُذهبَ عَنکُمُ الرِّجسَ»، «یُطَهِّرَکُم»؛ در هر دو جمله ضمیر «کُم» مذکّر هست و حال‌اون‌که اگر این‌آیه هم مانندآیات قبل و بعدش مربوط به زنان پیامبر(ص) بود، لازم می‌آمد بفرماید: لیُذهبَ عَنکُنَّ الرِّجسَ وَ یُطَهِّرَکُنَّ تَطهیرا.

ولی چنان‌که می‌بینیم، مخاطب در این‌آیه، عوض شده و ازواج نبی(ص)، این‌جا به‌فراموشی سپرده شده و جمع دیگری مورد خطاب برنامه گرفته‌اند.

و این، یک حقیقت بسیار روشن هست و انکاراون، جز مکابره و تعصّب‌کور، عامل دیگری نخواهد داشت!
اینک، باید تفحّص‌کردکه‌اون‌جمع دیگری‌که مخاطب این‌آیه و مصداق واقعی اهل‌بیت پیامبرند، چه‌کسانی هستند؟
این‌جا، راهی جز هستمداد از روایات رسیدة از پیامبراکرم(ص) نداریم.

و خوشبختانه، روایات فراوان داریم‌که با کمال وضوح و صراحت، نشان می‌دهند این‌آیة شریفة تطهیر، مخصوص پنج نور پاک و مقدّس: رسول‌الله‌الأعظم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع)، صدّیقة فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌باشد! ولی همسران پیامبر، هرچند، در حدّ خود، از احترام متناسب برخوردارند، امّا از محدودة آیة تطهیر خارجند!
اکنون، لازم هست نمونه‌ای از روایات رسیده ارائه شود: در روایات بسیاری‌آمده‌است‌که سپس نزول‌آیة تطهیر، رسول‌اکرم(ص)، تا مدّت شش یا هشت یا نه ماه، هر روزکه برای نماز صبح، ازکنار خانة علی و فاطمه(ع) می‌گذشت، توقّف می‌فرمود و صدا می‌زد: اَلصَّلاه یا أهلَ‌البَیت، اَلصَّلاه، «إنَّما یُریدُ اللهُ لیُذهبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ‌البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا»؛ هنگام نماز هست ای اهل‌بیت، هنگام نماز هست، «خدا می‌خواهد پلیدی را از شما دورکند و شما را پاک سازد».
پیداست‌که تکرار این‌عمل، هر روز در مدّت چند ماه، برای این بوده‌که‌کاملاً مصداق واقعی «أهلُ‌البیت» و اشخاص اونها را مشخّص‌کند تا بعداً در شناختن «أهلُ‌البیت» و شأن نزول‌آیة تطهیر شکّ و تردیدی برای‌کسی یا کسانی پیش نیاید و همه بدانندکه این‌آیه، تنها دربارة اهل خانة علی و فاطمه(ع) نازل شده‌است و هیچ‌گونه‌ارتباطی به همسران پیامبر ندارد.
و اصلاً چطور می‌شودفرمود: این‌آیه، شهادت به طهارت مُطلَقة زنان پیامبر(ص) می‌دهد؟ در صورتی‌که‌آیة پایانی همین‌صفحه، امکان انحراف از صراط مستقیم حق و امکان ارتکاب‌گناه را برای‌اونها اثبات می‌کند و می‌فرماید: «یا نِساءَ النَّبِیّ، مَن یَأتِ مِنکُنَّ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَه، یُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَین»؛ «ای زنان پیامبر، هرکدام از شما،گناه‌آشکار و زشتیِ فاحشی مرتکب شود، عذاب او، دو چندان خواهد بود».
این‌جا، سؤال دیگری‌که ممکن هست طرح شود، این‌است: چرا و چگونه شده‌که‌آیه‌ای‌که اختصاص به خمسة طیّبه و پنج نور پاک اهل‌بیت رسالت(ص) دارد، در لابه‌لای‌آیات مربوط به ازواج نبی و همسران پیامبر(ص) نازل شده‌است؟
در جواب این‌سؤال، مرحوم علاّمه طباطبایی می‌فرماید: ما از احادیث فراوانی‌که ذیل‌آیة تطهیر رسیده‌است، هستفاده می‌کنیم: این‌آیه، به‌تنهایی و مستقلاً نازل شده‌است و هیچ‌گونه‌ارتباط و اتّصالی با آیات قبل و بعد خود ندارد و بعداً به دستور پیامبراکرم، هنگام ترتیب و تنظیم‌آیات و سُوَر، در ضمن‌آیات مربوط به ازواج نبی(ص) برنامه داده شده‌است.
این‌جا، تذکّر این‌نکته، خالی از تناسب نیست‌که بدانیم به‌طورکلّی،آیات مربوط به اهل‌بیت عصمت(ع) بر پايه مصلحت حکیمانة الهیّه، در خلال‌آیات مربوط به احکام واخلاق و قصص، با طرزی عجیب و پیوستگی غریب‌گنجانده شده‌است و به‌طوری سخن سربسته و غیر صریح از این‌نظرآمده‌است‌که مخالفان لجوج و عَنود نیز می‌تواننداونها را به‌نفع خود توجیه‌نمايند!! و این، به‌ظنّ قوی، برای‌اون بوده‌که وقتی مخالفان حق، به قدرت رسیدند، دست تحریف به‌سوی قراون نگشایند و با برداشتن‌آیات صریح مربوط به ولایت اهل‌بیت،اون‌تنها سند مُتقَن‌آسمانی را از سندیّت نیندازند واون‌را هم به سرنوشت شوم تورات و انجیل مبتلا نسازند!
و از این‌روست‌که می‌بینیم اسامی مقدّس اون انوار الهی و مسائل مربوط به ولایت و امامتشان، به‌طور صریح در قراون نیامده‌است تا دستاویزی به‌دست دشمنان اهل‌بیت داده نشود و به‌فکر دخل و تصرّف درآیات قراون نیفتند! امّا درعین‌حال همان‌آیات غیرصریح،اون‌چنان، برای حقیقت‌طلبان روشندل حق‌جو، درخشندگی خاص و جذّابیّت مخصوص دارندکه از پشت صدها پردة ابهام و هستتار،اون‌چه را که باید در پرتو نور فراست ایمان بفهمند، می‌فهمند؛ وَ طیبُ الکَلام الحَقِّ دَلَّ عَلَی الحَقّ؛ بوی خوش‌فرمودار حق، هر شامّة سالمی را به‌سوی حق دعوت و هدایت می‌کند.

و اوآیة عطرآگین تطهیر را از لابه‌لای‌آیات ازواج نبی(ص) بیرون می‌کشد و با عشق و علاقة ویژه‌ای،اون‌را روی چشم و سرش می‌گذارد.


وعده صادق


جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"




65 out of 100 based on 50 user ratings 475 reviews