چونکه ندارم به این روزگار اعتباری این خط را مینویسم برای یادگاری


چونکه ندارم به این روزگار اعتباری این خط را مینویسم برای یادگاری



چونکه ندارم به این روزگار اعتباری این خط را مینویسم برای یادگاری


بنام شراب سرخ محبت


من ز بخت سیاهم اشکی چکیده به راهم

سوزم از اتش اهم نفرین بر این زندگی

در کویر حیاتم با بار سنگین این غم
اواره ای بی پناهم نفرین بر این زندگی
زندگی ای زندگی ای تمام افسرگی
تو این کابوس غم امده به خوابم
من زبخت سیاهم اشکی چکیده به راهم
سوزم از اتش نفرین بر این زندگی
دل سزای محبت ببیند دورویی و محنت
یا رب چه بوده گناهم نفرین بر این زندگی
ای خدا ای اسمان ای تمام کهکشان
سیرم از این زندگی از این بیهودگی
ای خدا ای اسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی


مادر چرا مرا به دنیا اوردی چرا



درد و دل با خودم!

1:




مگر من تو این دنیا چه گناهی کردم


نظر بدین!

2:




بنام خدای عشق

بنام انکه مرا افرید تا اینجور در بین این ادمهای کثیف زندگی کنم


اگه دل یه نفرو شکسته باشی چی؟؟

3:



به نام یگانه خالق عشق


چی شد انگار همین دیروز بود کجا رفت بچگیهامون کجا رفت انگار همین دیروز بود میرفتم زیر چادر مامانم تا بابام منونزنه
چی شد کجا رفت
دوست دارم مثل بچگی هام سرمو بذارم روی پاهای مامانم تا برام لالایی بخونه و من اونقدر گریه کنم و تمام حرفام رو بهش بزنم اما مادرم هم دیگه محلم نمیذاره

پس من با چه کسی درد ودل کنم به جز خدا خود


بزرگترین ترس زندگیت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

4:

خیلی قشنگ بود داداشی ممنون


به نظر شما زندگی اجباریست؟

5:

(به نام خدای خالق عشق)
داداش صادق راه افتادی حسابی


فرمانده گفت:‌شیمیایی،شیمیایی

6:


خواهش میکنم ابجی جون


پسرا کمکم کنید

7:

خوب دیگه ابجی باید راه بیفتیم
راستی مبارکه
خودت که میدونی


روزگاری به نام دنیا...

8:



به نام انکه گاهی وصل و گاهی جدایی را افرید







تا گرم اغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم





مغربی


کاشکی دلت بهم میفرمود نقشه ی قلبمو داره
هر کی زدو رفتو شکست یه روز یه جا کم مییاره






مغربی رونی




موندنو سوختنو ساختن همه یادگاره عشقه انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه
موندنو سوختنو ساختن همه یادگاره عشقه






مغربی رونی

موندنو سوختنو ساختن همه یادگاره عشقه انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه















مغربی اس پاس( صادق) ( رونی)

9:



به نام عشق

خدا کنه یادت نره خیلی دوستم داشتی یه روز
یادت نره که عاشقی که چشم براته هنوز
خدا کنه دوست دارم خیلی زیاد
یادت نره که عاشقی خاطرتو خیلی میخواد
بیا غریبگی نکن دنیا دو روزه عزیزم

یه وقت میرم تنها میشی دلت میسوزه عزیزم
گلدونی سرد و خسته ام تو خاکه من ریشه بزن
به خاره تنهایی و غم با رویشت تیشه بزن
خدا کنه یادت نره نبضه نگاهه خسته امو
صدای نبضه بی کسی جنسه دله شکستمو
خدا کنه یادت نره پنجره های بسته رو
شعر و سکوتو انتظار عاشقه دل شکسته رو

10:

اقا صادق گل منو میشناسی خیلی
میگم صادق تو شاعر شدی

11:

نمیخواد تو نظر بدی
نظراتتو جمع کن برای امشب
در ضمن مزاحم خلوت من تو این تاپیک نشو

12:

من ميتونم بيام تو ؟
فقط ميخواستم ازت تشكر كنم واسه متناي قشنگت

13:

قشنگ بود مرسي

14:

قربون تو برم عزیزم

15:

ممنونم

میلاد جان

16:

اوه
چه باغي شد اينجا
پر از گلاي رز
دستتون درد نكنه

17:

اين تاژيك به تالار ژاي در و دل شما منتقل شد.


18:

پس اينم انتقاليشو گرفت

19:

اخييييييييييييييييي
بي نوااااااااااا
مي دوني كدوم قسمت منو تحت تاثير برنامه دادااون قسمتي كه فرمودي مامانتم محلت نمي زاره
معلوم نيست چي كار كردي؟
واي واي واي
خيلي بده خيلي بده
ولي غم مخور

20:

نه بابا

21:

به سراغ مناگر مي اييد
نرم و اهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من...


22:

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

23:



سهم من از بوسه باد چی بگم ای داد بیداد
همه زردی و تباهی

24:

دوستای گلم این تاپیک سپس حدود یک سال و اندی دوباره باز شد !

جملات یادگاری خودتون رو اینجا بنویسید ! البته کوتاه و سعی کنید جملات از خودتون باشه !

25:

عشق وجودم باز هم امدم تا برايت از حرفهاي نا فرموده ام بگايشانم … از حرفهايي كه مي دانم تو بارها انها را در نگاهم خواندي و اين بار خود مي خواهم انها را با زبانم به اعتراف بنشينم تا يادت نرود كه دختري از شهر شقايق براي ديدار دوباره ات لحظه شماري مي كند


26:

ای کاش کسی هم برای دیدن من لحظه شماری می کرد اما افسوس و دریغ

27:

کاش می توانستیم برای زخم ها و جراحت های دلهای یکدگر مرحم باشیم !!!

28:

چونکه ندارم به این روزگار اعتباری این خط را مینویسم برای یادگاری

29:

غريبه من، اكنون چشماني كه تو خيلي دوست داري از خواب پر شده هست و با ياد و خيال تو خود مرا به عالم رايشانا ميسپارم تا شايد بتوانم به ديدار تو بيايم...



دگر باره باز برايت خواهمنوشت...

روشنک آبان ماه 1383

30:

دنیا به همین دو روز زندگیشم نمی ارزه !!

31:

به یاد بیاور در هر اون ، اون کسی را که هیچ گاه تو را از یاد نخواهد برد.

32:

دلم واسه خنديدنات تو سينه پرپر مي زنه ...

33:

تشنه تنها خسته جان آشفته حال
در دل شب مي سپردم ره خايشانش

34:

...

در اون پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،
و من ميدانم چرا خواست،
و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده
كه نامش عمر و دنياست ،
اگر باشي تو با من، خوب و جاايشاندان و زيباست

35:

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست
ورنه با هستخوان صد سگ رفیقت میشوند


50 out of 100 based on 25 user ratings 1000 reviews