زنداني


زنداني



زنداني
زندانی

1384 رقعی

نويسنده : فاطمه ریسه
مترجم :
انتشارات : قصیده سرا
قيمت : 16000 ریال
کد کتاب:
شماره استاندارد بين المللي کتاب : 9648618321
زنداني
مرد گفت رویاهای من قریه ای است قدیمی تو مشتی سایه اما صمیمی ، قریه من به جای پولاد ، چشمه را می پرستید . قریه من خوب و صمیمی و دلچسب و زیبا ، شعری قدیمی است .
اما دستی سرد آتش زد بر این قریه من با مشتی فولاد چشمه وا دزدید بردش به سایه ، دادش به خورشید قریه من رویای من بود اون چشم خوب دنیای من بود .
مرد دهانش را بست . دختر چشمانش را بر هم نهاد و اشکی را که از گوشه چشمش سرازیرشده بود پاک کرد و آرام زمزمه کرد :
- گلدونا گل ندادن . درختها بار ندادن . گوسفندها و گاو و میشا – ماست و پنیر ندادن . گندمهای بیابون یه لقمه نون ندادن . چشمه های بیابون یه چیکه آب ندادن .



50 out of 100 based on 15 user ratings 640 reviews